چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۶
محقق پاکستانی: وحدت اسلامی نیازمند فرهنگ‌سازی و اقدام عملی است

حوزه، حجت‌الاسلام محمد یوسف عابدی با تأکید بر ضرورت تقویت وحدت اسلامی گفت: وحدت امت باید از آموزش و گفت‌وگوی علمی آغاز شود و با احترام متقابل و حمایت از مظلومان در جامعه تحقق یابد.

به گزارش گروه ترجمۀ خبرگزاری حوزه، حجت‌الاسلام شیخ محمد یوسف عابدی روحانی و مبلّغ پاکستانی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، با تأکید بر ضرورت تقویت وحدت اسلامی گفت: وحدت امت باید از آموزش و گفت‌وگوی علمی آغاز شود و با احترام متقابل و حمایت از مظلومان در جامعه تحقق یابد.

در ادامه، شرح این گفت و گو را می خوانید:

نخست، درباره ضرورت و اهمیت هفته وحدت و جایگاه آن در تقویت همبستگی امت اسلامی بفرمایید.

حجت‌الاسلام محمد یوسف عابدی: هفته وحدت صرفاً نام چند روز در تقویم نیست، بلکه فرصتی مهم برای بازگشت امت اسلامی به هویت مشترک، توجه به مشترکات دینی و یادآوری مسئولیت‌های جمعی مسلمانان است. این مناسبت می‌تواند زمینه‌ای برای تقویت همبستگی، افزایش روحیه برادری و کاهش اختلافات و سوءتفاهم‌های میان مسلمانان فراهم کند.

اسلام، مسلمانان را پیش از هر چیز با عنوان «امت» معرفی کرده است. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ» «این امت شما، امت واحدی است و من پروردگار شما هستم؛ پس مرا عبادت کنید.» (سوره انبیاء، آیه ۹۲)

همچنین خداوند متعال در سوره آل‌عمران می‌فرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» «همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید.» (سوره آل‌عمران، آیه ۱۰۳)

در این آیه، تعبیر «واعتصموا» بسیار قابل تأمل است؛ زیرا خداوند متعال مسلمانان را به صورت جمعی به چنگ زدن به ریسمان الهی دعوت می‌کند. این تعبیر نشان می‌دهد که وحدت و انسجام امت اسلامی از نگاه قرآن، مسئله‌ای فرعی و اختیاری نیست، بلکه یک اصل مهم و اساسی در آموزه‌های اسلامی به شمار می‌رود.

اهمیت هفته وحدت

اهمیت هفته وحدت از این جهت بیشتر می‌شود که در جوامع اسلامی، اختلافات فقهی، کلامی و تاریخی وجود دارد. این اختلافات می‌توانند در چارچوب علمی و با رعایت ادب و احترام مورد بحث و بررسی قرار گیرند، اما نباید بهانه‌ای برای ایجاد نفرت، تکفیر، تحقیر، دشمنی و درگیری میان مسلمانان شوند.

باید توجه داشته باشیم که وحدت اسلامی به معنای کنار گذاشتن مذهب و اعتقادات نیست. هیچ‌کس از مسلمانان نمی‌خواهد که از مبانی فقهی و اعتقادی خود دست بردارند. معنای واقعی وحدت این است که هر مسلمان ضمن پایبندی به مذهب و اعتقادات خود، ایمان، جان، آبرو، کرامت و حقوق دیگر مسلمانان را محترم بشمارد و در مسائل و اهداف مشترک امت اسلامی، در کنار سایر مسلمانان قرار گیرد.

اندیشه امام خمینی(ره) درباره هفته وحدت

امروز مسلمانان در نقاط مختلف جهان با چالش‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متعددی روبه‌رو هستند. در چنین شرایطی، اگر اختلافات مذهبی به دشمنی و تقابل تبدیل شود، نتیجه آن چیزی جز تضعیف امت اسلامی نخواهد بود. از همین رو، اندیشه امام خمینی(ره) درباره هفته وحدت، این حقیقت مهم را به ما یادآوری می‌کند که نخستین هویت مشترک ما «مسلمان بودن» است و مشترکات مسلمانان بسیار گسترده‌تر از اختلافات آنان است.

از سوی دیگر، ایام ولادت باسعادت رسول اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) فرصت بسیار ارزشمندی برای گرد آمدن مسلمانان حول محور شخصیت بزرگواری است که مورد محبت و احترام همه مسلمانان قرار دارد. پیامبر اکرم(ص) محور مشترک عشق، ایمان و ارادت امت اسلامی است. بنابراین، هفته وحدت می‌تواند فرصتی باشد تا محبت به رسول خدا(ص) از یک احساس قلبی و فردی فراتر رفته و به اخوت اسلامی، احترام متقابل، همدلی و همکاری میان مسلمانان تبدیل شود.

هفته وحدت تبدیل به جریان فکری و فرهنگی مستمر

به اعتقاد من، اگر هفته وحدت تنها به چند مراسم، همایش، سخنرانی و شعار محدود شود، هدف اصلی آن محقق نخواهد شد. ما باید هفته وحدت را به یک جریان فکری و فرهنگی مستمر تبدیل کنیم؛ جریانی که از مسجد و مدرسه و حوزه و دانشگاه گرفته تا رسانه، منبر و خانواده گسترش یابد و در میان نسل جوان نهادینه شود.

باید به مسلمانان، به‌ویژه نسل جدید، این آگاهی را منتقل کنیم که اختلاف نظر و تفاوت دیدگاه، به معنای دشمنی نیست. ممکن است مسلمانان در برخی مسائل فقهی یا اعتقادی دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند، اما این اختلافات نباید مانع برادری و همکاری آنان شود. ما با وجود تفاوت‌های مذهبی، اعضای یک امت هستیم و در اصول و ارزش‌های فراوانی با یکدیگر اشتراک داریم.

بنابراین، هفته وحدت باید از یک مناسبت سالانه فراتر رود و به فرهنگی پایدار در جامعه اسلامی تبدیل شود؛ فرهنگی که بر پایه احترام متقابل، گفت‌وگو، همکاری، حفظ کرامت مسلمانان و دفاع از منافع مشترک امت اسلامی شکل گرفته باشد. تنها در این صورت است که می‌توانیم به معنای واقعی، پیام وحدت اسلامی را در جامعه تحقق بخشیم.

به نظر حضرت‌عالی، وحدت امت اسلامی در حمایت از ملت‌های مظلوم، به‌ویژه مردم فلسطین، چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟

حجت‌الاسلام محمد یوسف عابدی: مسئله فلسطین را می‌توان یکی از مهم‌ترین آزمون‌های عملی برای وحدت امت اسلامی دانست. اگر ما از وحدت اسلامی تنها در کنفرانس‌ها، سخنرانی‌ها و شعارها سخن بگوییم، اما در برابر مسئله فلسطین، قدس و دیگر ملت‌های مظلوم مسلمان، صدای مشترک و موضعی هماهنگ نداشته باشیم، ادعای وحدت ما از پشتوانه عملی لازم برخوردار نخواهد بود.

فلسطین، مسئله انسانی و جهانی است

فلسطین مسئله یک مذهب یا یک ملت خاص نیست بلکه مسئله‌ای اسلامی، انسانی و جهانی است. مسجدالاقصی نیز از مقدس‌ترین اماکن اسلامی و متعلق به تمام امت اسلامی است. از همین رو، دفاع از حقوق ملت فلسطین و حمایت از قدس شریف باید یکی از محورهای همکاری و همبستگی مسلمانان باشد.

قرآن کریم می‌فرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی» «در نیکی و تقوا با یکدیگر همکاری کنید.» (سوره مائده، آیه ۲)

همچنین در آیه‌ای دیگر، خداوند متعال درباره حمایت از مستضعفان می‌فرماید: «وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ» «چرا در راه خدا و در راه حمایت از مردان، زنان و کودکانی که به استضعاف کشیده شده‌اند، مبارزه نمی‌کنید؟» (سوره نساء، آیه ۷۵)

این آموزه‌های قرآنی نشان می‌دهد که حمایت از مظلومان و ایستادگی در برابر ظلم، صرفاً یک موضوع سیاسی یا شعاری نیست، بلکه ریشه در مسئولیت‌های دینی، اخلاقی و انسانی مسلمانان دارد.

فلسطین محور وحدت و همکاری امت اسلامی

از این منظر، مسئله فلسطین می‌تواند به جای آنکه عاملی برای اختلاف میان مسلمانان باشد، به یکی از مهم‌ترین محورهای وحدت و همکاری امت اسلامی تبدیل شود. مسلمانان با وجود تفاوت‌های مذهبی، در دفاع از حقوق ملت‌های مظلوم و مخالفت با ظلم و اشغالگری می‌توانند موضعی مشترک داشته باشند.

البته حمایت از مظلومان تنها به صدور بیانیه و برگزاری مراسم محدود نمی‌شود. علما، اندیشمندان، دانشگاهیان، رسانه‌ها و نهادهای دینی و اجتماعی باید در زمینه آگاهی‌بخشی، تبیین ابعاد انسانی و اسلامی مسئله فلسطین و تقویت همبستگی میان مسلمانان نقش فعال‌تری ایفا کنند.

اگر امت اسلامی بتواند در برابر مسائل مشترک، به‌ویژه دفاع از ملت‌های مظلوم، صدای واحد و اقدامات هماهنگ داشته باشد، وحدت اسلامی از یک مفهوم نظری به یک واقعیت اجتماعی و عملی تبدیل خواهد شد.

بنابراین، فلسطین و قدس می‌توانند یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تحقق وحدت امت اسلامی باشند؛ زیرا دفاع از مظلوم، فارغ از مذهب، قومیت و ملیت، یک وظیفه انسانی و اخلاقی است و در فرهنگ اسلامی نیز جایگاه ویژه‌ای دارد.

حمایت امت اسلامی از ملت‌های مظلوم

البته حمایت امت اسلامی از ملت‌های مظلوم نباید تنها به ابراز احساسات و شعارهای مقطعی محدود شود، بلکه این حمایت باید ابعاد عملی و مؤثری داشته باشد.

نخست: جهان اسلام باید در حمایت از حقوق ملت‌های مظلوم، موضعی متحد، روشن و مسئولانه در عرصه سیاسی و دیپلماتیک اتخاذ کند و در برابر ظلم و تجاوز، صدایی مشترک داشته باشد.

دوم: حمایت‌های انسانی باید به شکل مؤثر و سازمان‌یافته انجام شود؛ از جمله تأمین کمک‌های بشردوستانه، خدمات پزشکی، مواد غذایی، سرپناه و مشارکت در بازسازی مناطق آسیب‌دیده.

سوم: صدای ملت‌های مظلوم باید در سطح بین‌المللی از طریق ظرفیت‌های حقوقی، قانونی و دیپلماتیک تقویت شود تا مسئله ظلم و نقض حقوق آنان در مجامع جهانی با جدیت بیشتری پیگیری شود.

چهارم: رسانه‌ها، مراکز علمی و دانشگاهی نیز وظیفه مهمی بر عهده دارند. آنان باید واقعیت‌های موجود را به‌درستی برای افکار عمومی جهان تبیین کنند و اجازه ندهند رنج و مظلومیت ملت‌ها به یک خبر عادی و فراموش‌شدنی تبدیل شود.

نکته بسیار مهم دیگر این است که حمایت از فلسطین نباید به کشمکش‌های مذهبی و فرقه‌ای تبدیل شود. اگر یک مسلمان شیعه از فلسطین حمایت می‌کند و یک مسلمان اهل‌سنت نیز از حقوق مردم فلسطین دفاع می‌کند، نباید به دنبال یافتن تفاوت‌های مذهبی میان آنان باشیم؛ بلکه باید بر نقطه مشترک آنان تمرکز کنیم: هر دو در کنار یک ملت مظلوم ایستاده‌اند.

هفته وحدت و روز جهانی قدس

از همین منظر، امام خمینی(ره) با طرح و تأکید بر مناسبت‌هایی همچون هفته وحدت و روز جهانی قدس تلاش کردند موضوع وحدت مسلمانان و حمایت از مظلومان را به یک مسئله عمومی در جهان اسلام تبدیل کنند.

بنابراین، مسئله فلسطین باید یکی از موضوعات مهم برنامه‌های هفته وحدت باشد؛ اما نه صرفاً در حد سخنرانی، شعار و برگزاری مراسم. باید به جامعه اسلامی نشان دهیم که ثمره واقعی وحدت آن است که در حمایت از مظلوم، صدا، اندیشه، اراده و ظرفیت‌های جمعی امت اسلامی در یک مسیر قرار گیرد.

اگر وحدت اسلامی بتواند به حمایت عملی از ملت‌های مظلوم منجر شود، آن‌گاه وحدت از یک شعار فراتر رفته و به یک قدرت اجتماعی، اخلاقی و تمدنی در جهان اسلام تبدیل خواهد شد.

علما، خطبا و اندیشمندان دینی چگونه می‌توانند پیام وحدت و همبستگی اسلامی را به‌صورت مؤثر به جامعه منتقل کنند؟

حجت‌الاسلام محمد یوسف عابدی: در زمینه تقویت اتحاد و وحدت اسلامی، علما، خطبا و اندیشمندان دینی مسئولیت بسیار سنگینی بر عهده دارند؛ زیرا بخش قابل توجهی از مردم، معارف دینی و برداشت خود از مسائل اسلامی را از طریق منبر، محراب، حوزه‌های علمیه، مدارس دینی، مناسک مذهبی و سخنان عالمان و اندیشمندان دریافت می‌کنند. بنابراین، نوع ادبیات و شیوه بیان آنان می‌تواند نقش مهمی در ایجاد همبستگی یا، خدای ناکرده، افزایش اختلافات در جامعه داشته باشد.

وحدت به معنای پنهان کردن حقایق نیست

نخست باید این اصل را به‌درستی درک کنیم که وحدت به معنای نادیده گرفتن یا پنهان کردن حقایق نیست؛ بلکه به معنای بیان حقایق با اخلاق، انصاف، منطق و رعایت حرمت دیگران است.

قرآن کریم می‌فرماید: «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» یعنی: «بدی را با بهترین شیوه دفع کن.» (سوره فصلت، آیه ۳۴) بنابراین، اگر عالمی یا اندیشمندی به مقدسات مذهب دیگر توهین کند، از ادبیات تحریک‌آمیز استفاده کند یا سخنانش موجب ایجاد نفرت و دشمنی در میان مردم شود، در واقع از اخلاق قرآنی فاصله گرفته و برخلاف روح و منطق وحدت اسلامی عمل کرده است.

عالمان دینی باید بتوانند ضمن پایبندی به مبانی اعتقادی و فکری خود، درباره مسائل اختلافی با زبان علمی، منطقی و محترمانه سخن بگویند. بیان عقیده و دفاع علمی از یک مکتب، با توهین و تخریب دیگران تفاوت اساسی دارد.

تأکید بر مشترکات؛ محور اصلی سخنرانی‌ها و فعالیت‌های فرهنگی

به نظر من، خطبا و اندیشمندان دینی باید در گام نخست بر مشترکات امت اسلامی تأکید کنند. موضوعاتی همچون توحید، قرآن کریم، پیامبر اکرم(ص)، قبله، نماز، روزه، حج، زکات، اخلاق اسلامی، ایمان به آخرت، محبت اهل‌بیت(ع)، احترام به صحابه پیامبر(ص)، حمایت از مظلومان و اصل اخوت اسلامی، از جمله موضوعاتی هستند که می‌توانند مسلمانان را به یکدیگر نزدیک کنند.

اگر منبرها و برنامه‌های دینی بیشتر بر این مشترکات تأکید کنند، مردم بهتر درک خواهند کرد که مسلمانان، با وجود تفاوت‌های فقهی و اعتقادی، در اصول و ارزش‌های بسیار مهمی با یکدیگر اشتراک دارند.

در واقع، ما باید به جای آنکه دائماً بر نقاط اختلاف تمرکز کنیم، ظرفیت‌های مشترک امت اسلامی را برجسته کنیم و از این مشترکات برای ایجاد همکاری و همدلی بهره ببریم.

مسائل اختلافی باید در چارچوب علمی مطرح شوند

نکته دوم این است که اختلافات علمی و مذهبی باید در سطح علمی باقی بمانند. اگر در مسئله‌ای میان مذاهب اسلامی اختلاف نظر وجود دارد، باید آن را به عنوان یک اختلاف علمی و فکری مطرح کرد، نه اینکه از آن برای ایجاد دشمنی، نفرت و تقابل اجتماعی استفاده شود.

عالمان و اندیشمندان می‌توانند درباره مسائل اعتقادی، فقهی و تاریخی با یکدیگر گفت‌وگو کنند، دیدگاه‌های خود را با استدلال بیان کنند و حتی نقد علمی داشته باشند؛ اما این گفت‌وگو باید همراه با ادب، انصاف و احترام باشد.

جامعه اسلامی نیازمند فضایی است که در آن اختلاف نظر به معنای دشمنی تلقی نشود و مسلمانان بتوانند در عین داشتن دیدگاه‌های متفاوت، در مسائل مشترک با یکدیگر همکاری کنند.

نسل جوان؛ مهم‌ترین مخاطب پیام وحدت

موضوع دیگری که باید بسیار جدی گرفته شود، تربیت نسل جدید است. امروز جوانان بخش بزرگی از اطلاعات و برداشت‌های خود را از طریق شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی دریافت می‌کنند و در این فضا، انواع مطالب علمی، مذهبی، شبهه‌افکنانه، افراطی و گاه کاملاً تحریک‌آمیز در دسترس آنان قرار دارد.

اگر منبر و مراکز دینی نتوانند برای نسل جوان، زبان علمی، منطقی، جذاب و اخلاقی ارائه کنند، طبیعی است که ممکن است برخی جوانان تحت تأثیر مطالب افراطی و متعصبانه قرار گیرند.

از این رو، علما و مراکز دینی باید از ابزارهای ارتباطی جدید نیز استفاده کنند. ویدئوهای کوتاه، پادکست‌ها، شبکه‌های اجتماعی، برنامه‌های گفت‌وگومحور و محتوای آموزشی دیجیتال می‌توانند ابزارهای مؤثری برای انتقال پیام وحدت به نسل جوان باشند.

امروز لازم است پیام وحدت با زبان و ادبیات نسل جدید بیان شود؛ البته بدون آنکه از عمق علمی و دینی آن کاسته شود.

وحدت باید یک اصل دینی معرفی شود، نه یک مصلحت موقت

نکته سوم و بسیار مهم این است که وحدت اسلامی نباید صرفاً به عنوان یک مصلحت سیاسی یا راهکاری موقت برای عبور از یک بحران معرفی شود. وحدت باید به عنوان یک اصل دینی و قرآنی در جامعه تبیین شود.

اگر مردم بدانند که احترام به مسلمانان، پرهیز از تفرقه، حفظ اخوت اسلامی و همکاری در امور مشترک، ریشه در آموزه‌های قرآن و سیره پیامبر اکرم(ص) دارد، نگاه آنان به وحدت نیز عمیق‌تر و پایدارتر خواهد شد.

در این صورت، وحدت به یک رفتار مقطعی در هفته وحدت محدود نمی‌شود، بلکه به بخشی از فرهنگ دینی و اجتماعی مسلمانان تبدیل خواهد شد.

منبر؛ جایگاه پیوند دادن دل‌ها

در پایان، تأکید می‌کنم که زبان عالم دین و مسئولان فرهنگی باید زبانی باشد که مردم را به یکدیگر نزدیک کند، نه اینکه آنان را از هم دور سازد.

منبر جایگاهی است که یک جمله از آن می‌تواند دل‌ها را به هم نزدیک کند و یک جمله نیز ممکن است زمینه نفرتی طولانی‌مدت را در میان نسل‌ها ایجاد کند. بنابراین، مسئولیت خطبا در انتخاب واژگان و شیوه بیان بسیار سنگین است.

ما امروز به منبری نیاز داریم که در عین استواری در عقیده، استحکام در استدلال، بلندی اخلاق و عمق معرفت، درد و دغدغه امت اسلامی را نیز داشته باشد.

برنامه‌های آموزشی مدارس، حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها چگونه می‌تواند در تقویت تقریب مذاهب اسلامی و تربیت نسلی آگاه و وحدت‌گرا مؤثر باشد؟

حجت‌الاسلام محمد یوسف عابدی: اگر به دنبال وحدتی واقعی، عمیق و پایدار هستیم، صرفاً برگزاری سخنرانی، همایش و برنامه‌های مناسبتی کافی نیست. باید به یکی از مهم‌ترین مراکز شکل‌گیری اندیشه و شخصیت نسل آینده، یعنی مدارس، حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها و محتوای آموزشی آنها توجه جدی داشته باشیم.

نسل جوان امروز، آینده جامعه اسلامی را تشکیل می‌دهد. اگر از دوران تحصیل، نگاه درست و علمی نسبت به دیگر مذاهب اسلامی در ذهن او شکل بگیرد، بسیاری از سوءتفاهم‌ها و زمینه‌های اختلاف و بدبینی در آینده کاهش خواهد یافت. بنابراین، اصلاح و تقویت محتوای آموزشی می‌تواند یکی از مهم‌ترین پایه‌های تقریب مذاهب باشد.

آشنایی علمی و مستقیم با مذاهب اسلامی

نخستین ضرورت، آشنایی علمی و معتبر دانش‌آموزان و دانشجویان با دیگر مذاهب اسلامی است. متأسفانه در بسیاری از موارد، اطلاعاتی که پیروان یک مذهب درباره مذهب دیگر دارند، از منابع دست دوم، نوشته‌های جانبدارانه، جزوه‌های اختلاف‌برانگیز یا مطالب غیرمعتبر فضای مجازی به دست آمده است.

طبیعی است که چنین اطلاعاتی گاهی با واقعیت‌های اعتقادی و علمی آن مذهب فاصله داشته باشد و زمینه سوءتفاهم ایجاد کند.

برای اصلاح این وضعیت، لازم است دانش‌آموزان و دانشجویان با عقاید، فقه، تاریخ و روش علمی هر یک از مذاهب اسلامی، بر اساس منابع معتبر و تا حد امکان از زبان خود آن مکتب آشنا شوند. این کار باعث می‌شود شناخت مذاهب بر پایه واقعیت و مطالعه علمی شکل بگیرد، نه بر اساس برداشت‌های نادرست و کلیشه‌ای.

آموزش «ادب اختلاف»

دومین ضرورت، گنجاندن «ادب اختلاف» در برنامه‌های آموزشی است. دانش‌آموز و دانشجو باید بیاموزد که اختلاف علمی چگونه باید مطرح شود و چگونه می‌توان در عین داشتن دیدگاه متفاوت، احترام طرف مقابل را حفظ کرد.

باید به نسل جدید آموزش داده شود که اگر با یک دیدگاه مخالف هستیم، ابتدا آن دیدگاه را به‌درستی بشناسیم، سپس با استدلال و منطق درباره آن گفت‌وگو کنیم. پاسخ یک دلیل باید با دلیل باشد، نه با توهین، تمسخر یا نسبت‌های ناروا.

در واقع، یکی از اهداف مهم آموزش تقریب این است که اختلاف علمی را از دشمنی اجتماعی جدا کنیم و به جوانان بیاموزیم که تفاوت دیدگاه، بخشی از فضای علمی است و نباید به نفرت و تکفیر منجر شود.

برگزاری نشست‌ها و برنامه‌های علمی مشترک

سومین ضرورت، ایجاد زمینه برای ارتباط مستقیم میان دانشجویان و طلاب مذاهب مختلف است. می‌توان میان مدارس و حوزه‌های علمیه شیعه و اهل‌سنت، نشست‌های علمی، سمینارهای مشترک، کنفرانس‌های پژوهشی، جلسات گفت‌وگو و برنامه‌های مطالعاتی مشترک برگزار کرد.

تقریب مذاهب تنها با سخن گفتن درباره یکدیگر محقق نمی‌شود؛ بلکه باید یکدیگر را از نزدیک شناخت و شنید.

وقتی طلبه یا دانشجوی یک مذهب در کنار دانشجو و طلبه مذهب دیگر می‌نشیند و درباره موضوعات علمی و مشترک گفت‌وگو می‌کند، بسیاری از سوءتفاهم‌هایی که از فاصله و اطلاعات ناقص به وجود آمده‌اند، برطرف می‌شوند. بنابراین، ارتباط مستقیم و گفت‌وگوی علمی می‌تواند یکی از مؤثرترین ابزارهای تقریب میان مذاهب اسلامی باشد.

آموزش تاریخ تقریب و تجربه‌های وحدت

چهارمین ضرورت، گنجاندن «تاریخ تقریب» و «تجربه‌های وحدت» در برنامه‌های آموزشی است. نسل جوان باید بداند که مسلمانان در طول تاریخ، با وجود تفاوت‌های مذهبی، در بسیاری از مسائل علمی، فرهنگی و اجتماعی در کنار یکدیگر فعالیت کرده‌اند.

همچنین باید نمونه‌های همکاری میان علما و اندیشمندان مذاهب مختلف معرفی شود تا دانش‌آموزان و دانشجویان بدانند که همکاری میان مسلمانان، موضوعی جدید و صرفاً مربوط به دوران معاصر نیست.

آشنایی با این تجربه‌ها می‌تواند نگاه جوانان را نسبت به وحدت اسلامی واقع‌بینانه‌تر و عمیق‌تر کند و نشان دهد که اختلاف مذهبی الزاماً مانع همکاری و همزیستی نیست.

تقویت مطالعات مشترک قرآنی و حدیثی

پنجمین و از مهم‌ترین ضرورت‌ها، توجه به مطالعات مشترک قرآنی و حدیثی است. قرآن کریم سرشار از آموزه‌هایی درباره اخوت، تعاون، عدالت، رحمت، همدلی و پرهیز از تفرقه است. این آیات می‌توانند محور مناسبی برای گفت‌وگو و آموزش مشترک میان مسلمانان باشند.

پیشنهاد من این است که آیات مربوط به وحدت و اخوت اسلامی، با استفاده از تفاسیر و دیدگاه‌های مختلف مذاهب اسلامی مورد مطالعه قرار گیرد تا دانش‌آموزان و دانشجویان با ظرفیت‌های مشترک تفسیری و فکری مسلمانان آشنا شوند.

همچنین مطالعه تطبیقی منابع حدیثی می‌تواند به افزایش دانش، وسعت نگاه و قدرت تحلیل علمی دانشجویان و طلاب کمک کند. هدف از این مطالعات نباید صرفاً یافتن نقاط اختلاف باشد؛ بلکه باید تلاش شود مشترکات، ظرفیت‌های همکاری و زمینه‌های گفت‌وگوی علمی نیز شناسایی شود.

پیوند تقریب مذاهب با علوم اجتماعی و انسانی

ششمین ضرورت این است که در دانشگاه‌ها، «تقریب مذاهب اسلامی» نباید صرفاً به یک درس یا موضوع محدود در حوزه مطالعات دینی تبدیل شود، بلکه باید با رشته‌ها و حوزه‌هایی مانند تاریخ، علوم سیاسی، جامعه‌شناسی، رسانه و روابط بین‌الملل نیز پیوند بخورد.

امروز همگرایی و تعامل میان مذاهب اسلامی فقط مسئله‌ای مربوط به منبر و محافل دینی نیست؛ بلکه به یک ضرورت گسترده اجتماعی، فرهنگی و تمدنی تبدیل شده است. از این رو، دانشگاه‌ها باید ابعاد مختلف این موضوع را بررسی کنند و دانشجویان را با آثار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی وحدت و همچنین پیامدهای اختلاف و تفرقه آشنا سازند.

هویت مذهبی و وحدت امت در تضاد با یکدیگر نیستند

اما مهم‌تر از همه این است که باید به دانشجویان آموزش دهیم که هویت مذهبی و وحدت امت اسلامی هیچ تضادی با یکدیگر ندارند. یک انسان می‌تواند به مکتب فکری و مذهبی خود پایبند و در اعتقادات خویش استوار باشد، اما در عین حال با دیگر مسلمانان رابطه‌ای بر پایه برادری، احترام، همدلی و همکاری داشته باشد.

پایبندی به مذهب نباید به معنای نفی یا توهین به دیگر مسلمانان باشد. همان‌گونه که وحدت اسلامی نیز به معنای کنار گذاشتن هویت و باورهای مذهبی نیست. آنچه اهمیت دارد، ایجاد تعادل میان پایبندی اعتقادی و اخلاق اسلامی در تعامل با دیگران است.

تربیت نسلی آگاه، منصف و اخلاق‌مدار

به نظر من، برنامه آموزشی موفق در حوزه تقریب مذاهب، برنامه‌ای است که دانشجو را از یک سو در شناخت و پایبندی به مبانی مذهب خود آگاه و استوار تربیت کند و از سوی دیگر، نسبت به دیگر مسلمانان بااطلاع، منصف، اخلاق‌مدار و بردبار باشد.

ما باید نسلی تربیت کنیم که از اختلاف نظر هراس نداشته باشد، اما اجازه ندهد اختلاف به دشمنی تبدیل شود؛ نسلی که در اعتقادات خود محکم باشد، ولی توهین به مقدسات و شخصیت‌های مورد احترام دیگر مسلمانان را بخشی از دینداری خود نداند.

چنین نسلی می‌تواند در فضای علمی و اجتماعی با دیگران گفت‌وگو کند، دیدگاه مخالف را بشنود، از عقیده خود با استدلال دفاع کند و در عین حال، برای همکاری در مسائل مشترک امت اسلامی آماده باشد.

این همان پایه علمی و فرهنگی است که می‌تواند زمینه‌ساز وحدت پایدار امت اسلامی شود؛ وحدتی که بر شناخت، احترام، اخلاق، گفت‌وگو و همکاری استوار است، نه بر نادیده گرفتن تفاوت‌ها یا تحمیل یکسانی بر همه مسلمانان.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha